مهدی موعود (عج) محراب آرزوها
مهدی موعود (عج) محراب آرزوها
چکیده :
«روح است که پنهان است، عشق است که جاوید است برهان نبود لازم، او قاطع برهان است» و نرید ان نمنّ علی الّذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمّة و نجعلهم الوارثین ۱
بنا به نقل اکثر مورّخان و قول اشهر و مورد اعتماد و اتفاق، ولادت امام مهدی حجة بن الحسن العسکری(ع)در سحرگاه روز نیمه شعبان سال ۲۵۵ هجری قمری اتفاق افتاده است ۲ .به سبب موقع و موقف خاص مهدی موعود در اسلام، و رسالتی که برابر روایات رسیده از پیشوایان دین برعهده آن بزرگوار قرار گرفته، مسأله مهدویّت از قرن اول اسلامیدر بین مسلمانان بویژه شیعه امامیّه مطرح و مطمح نظر بوده، و در باب شخصیّت و خصوصیات آن حضرت چه از نظر زندگی شخصی و خانوادگی و چه در رابطه با وظیفه امامت، و در تحوّل عظیم و عالمگیری که در آینده تاریخ جهان بوجود خواهد آورد، کتابها و رسالههای بسیار زیادی به السنه گوناگون تألیف و تصنیف شده و انتظار ظهور مهدی(ع)، زمینه دعوی متمهدیان را در قرون اخیر در کشورهای اسلامیفراهم آورده و برخی از آن دعوتها منجر به جنگ و کشتار داخلی در برخی از کشورها و پدید آمدن نحلهها و بدعتها شده است که مجال شرح قیام و دعوت آنها و پیامدهای ناشی از آن در زمینههای اجتماعی، سیاسی و مذهبی در این مقاله نیست.
مرحوم میرزا مهدی خان زعیم الدوله(متوفی ۱۳۳۷ هجری قمری)در کتاب، «مفتاح باب الابواب»که از منابع معتبر و موثّق در تاریخ باب و بهاء میباشد و مرحوم علامه قزوینی و برخی دیگر از محققان آن را توثیق نموده اند، در باب نهم، نام ۹ تن از مدعیان مهدویّت را با شرح مختصری از زندگی و قیام و سرانجام کارشان ذکر کرده که برخی از آن مدّعیان تأثیر عمیقی در تاریخ بجای گذارده اند.شرح تفصیلی دعوت و قیام متمهدی سودانی(متولد ۱۸۴۸ م)وجنگهای وی با قشون مصر و انگلیس و فتوحات شایانی که در حیات خود تحصیل کرد و وسعت منطقه نفوذش از فصول خواندنی قیام متمهدیان میباشد؛گفتنی است که ظهور بدعتگذاران به نام مهدی موعود و امکان تأثیر و قبول نسبی آن دعوتها، حاکی از اعتقاد جازم و غیرقابل تردید مسلمین به وجود مهدی موعود اسلام بوده است و اگر این زمینه اعتقادی متّکی بر نصوص متواتره نمیبود امکان پیشرفت دعوی کذب هم بعید مینمود.
به قول مولانا:
سکه قلب و ناسره از نقد روان اعتبار میگیرد و دروغ از راست فروغ پیدا میکند.
گر نبودی در جهان نقد روان
قلبها را خرج کردن کی توان
تا نباشد راست کی باشد دروغ
آن دروغ از راست میگیرد فروغ
ویژگیهای مهدی علیه السلام بنابر نصوص وارده که مباحث عمده ای را از قبیل غیبت طولانی، طول عمر، دعوت عالمگیر در زمان ظهور، استیلای قطعی و فراگیر بر جهان و جایگزین کردن نظام قسط و عدل بر سراسر گیتی بجای نظامهای جور و ظلم گذشته و استقرار حاکمیت اسلام در زمان حیات مهدی شامل میشود مجموعا از آن حضرت یک شخصیّت استثنایی با خصوصیّات استثنایی را معرفی میکند که در گذشته تاریخ مذاهب و ادیان، در هیچ عصر و زمان، نظیر آن را سراغ نداریم جز اینکه برخی از مولّفان ملل و نحل قراین و امارات و اقوالی از عقاید پیروان ادیان گذشته بدست داده اند، که همواره در بین همه اقوام یک شخصیّت ایده آلی و آرمانی که در نهایت تاریخ برای نجات آنها ظهور خواهد کرد تصویر کرده اند، و مؤلفان مسلمان همه آن پیشگوییها را در وجود مهدی اسلام خلاصه کرده و وی را تجسّم و مصداق آن مواعید و بشارات داشته اند، و با توجه به جهانی بودن ظهور موعود که طبعا حادثه منحصر به فرد در تاریخ عمر بشر خواهد بود، به هیچ وجه نباید مستبعد دانست که حقیقة مهدی اسلام موعود تمامیامم و اقوام و کلیه اشارات و تبشیرات ناظر بر وجود مبارک وی باشد.اگر آدمیمروری بر زندگی گذشته انسان و آشفتگی سرنوشت بشر و به شرح جفاها و ستمهایی که به دست جبّاران و سرکشان روزگار بر ضعیفان و بردگان و محرومان رفته است بکند، و ببیند که از آغاز زندگی انسان رهبران و پیامبران آسمانی و مصلحان و خیرخواهان تاریخ که به انگیزه نجات و آگاهی دادن بشر برانگیخته شده و همه گونه رنجها و شکنجهها و سختیها را تحمل کرده و بجان خریده اند، تا اینکه راه نجات و کمال انسان رابر او بگشایند و فروغ و گرمیحیات را به وی هدیه کنند و فضیلت و ایمان و عشق را به جامعهها ارزانی دارند، مع الاسف هیچ گاه و در هیچ زمان همه مقاصد و اهداف متعالی را تحقق پذیر نیافته و بین آنچه گفته اند و خواسته اند و آنچه در جامعه وجود پیدا کرده تفاوت و اختلاف فراوان بوده است، و همواره گروه عظیمیاز جامعه بشری زیر فشار توان فرسای فقر و جهل و بی سوادی دست و پا میزده اند و جبّاران و مستکبران در هر زمانی به نامیو در پوششی مردم فریب، مقاصد و منافع خود را بر اکثریّت ملّتها تحمیل میکرده اند، خودبخود برای رفع تناقض صریحی که بین هدف دعوت پیامبران و وعده لایتغیر پرودگار به پیروزی انبیا و آنچه تا بحال بر انسان رفته است احساس میکند، بالنتیجه متوجه آینده ای میشود که در آن روزگار بشارات و مواعید گذشته جامه عمل بپوشد، و وعده الهی بر استقرار عدل و فضیلت و تمکین صالحان و نیکان در زمین و رفع استضعاف و نفی استکبار محقق شود، و اگر بر فرض چنین اخبار و اعلامیکه به صورت منصوص بر ضهور مهدی آل محمد(ص)به دست ما رسیده وجود نمیداشت باز انسان فضیلت خواه به سائقه فطرت چنین آرزویی را در نهاد خود میپروراند، زیرا بدون تصوّر ظهور چنین مصلحی که کارها را به سامان آورد و ناهمواریهای اجتماع را از بین برد، خلقت آدمیابتر مینمود، و بسیاری از عقدههای فکری و فلسفی ناگشوده میماند.این است که بشریت امروز همه آرزوهای متراکم و برآورده نشده خود را در وجود غیبی نجات دهنده ای که او را نمیشناسد ولی جستجو میکند انتظار میبرد. کمال، عدالت، آگاهی و علم، رفاه و نعمت و ایجاد مدینه فاضله در پهنه زمین چیزهایی است که وجدانهای بیدار و دردمند در آرزوی آنند، و شگفتا که اینها همه در سخن پیشوایان دین درباره مهدی اسلام آمده است.
در اینجا از ذکر نکته ای نباید بگذریم که در انقلاب مهدی(ع)، کاربر مراد همه نخواهد رفت؛دو قشر از مردم در ظهور وی به مراد و کامیابی خواهند رسید؛نخست دین باوران آگاه که دلی آشنا و روحی مطمئن دارند، و موقع و موقف امام علیه السلام را میشناسند«اولئک امتحن اللّه قلوبهم للتقوی» ۳ کسانی که سعادت و نیکبختی را تنها را در تنعّم و رفاه نمیبینند و رنجهای مقدس را برای اعتلای روح آدمیلازم میشمرند و در آن سوی آب و علف و مرتع زندگی حیوانی، دنیای نور و فضیلت و عشق و پرستش را نظاره میکنند«الی ربّها ناظرة»، ۴ این گروه به استواری ایمان از وساوس مسائل کلامیو تردیدها بدورند و در قیام مهدی وی را یاری خواهند داد و در کنار آن حضرت تا پیروزی نهایی خواهند ایستاد.
گروه دیگر، مستضعفان و محکومان گذشته که نظام نوین را وسیله نجات خود از رنجها و غل و زنجیرها مییابند، و این طبقه اکثریت جامعه را تشکیل میدهند و به سهولت و سادگی قیام مهدی را گردن مینهند، همچنان که در بعثت انبیا تشکیل امّتهای دینی بوسیله این قشر شروع شده است «یدخلون فی دین اللّه افواجا»، و متسکبران و مترفین اینان را اراذل ناس به شمار میآورده اند.
مخالفان نهضت
سه گروه در برابر قیام مهدی خواهند ایستاد:صاحبان قدرتهای باطل(طواغیت)؛زراندوزان انحصارگر(قارونها)؛مزوّران افکار و اندیشهها؛و همین سه گروهند که در طول تاریخ تا به امروز همه مظالم و مفاسد را بنیان کرده اند، و در حکومتهای جور همواره در کنار هم بوده اند، و خون و رمق مردم بی پناه را بی رحمانه و زالووار مکیده اند، همه ظلمتها و بی نواییها و فضیلت کشیها زاییده وجود ایشان بوده است و مهدی علیه السلام با تمام قدرت برای ازاله و امحای این سه پایه گمراهی و مثلث شوم میجنگد و کشتار عظیم و«ملحمه عظمی»از اینان پدید خواهد آمد، و یاران مهدی باید از دریای خون بگذرند تا بتوانند پا بر ساحل مدینه فاضله و ارض موعود بگذارند، و این اجتناب ناپذیر خواهد بود، زیرا سرکشان قدرتمند و شیفتگان جاه و مال که قدرت و ثروت شخصصیت انسانی آنها را مسخ و تباه کرده و کج اندیشان و مروّجان گمراهی که قرنها سلسله جنبان تدّنی و انحطاط و تحریف و تزویر بوده و از آگاهی تودهها وحشت و هراس داشته اند و دوران سیاه هزار ساله قرون وسطای اروپا انباشته از جنایات آنهاست به آسانی دست از مقام و موقف و امتیازات غاصبانه خود برنمیدارند، و با تمام قدرت و امکانات خود سدّ راه نهضت و انقلاب مهدی خواهند شد و خداوند طبق وعده ای که از پیش داده است «و نرید ان نمنّ علی الّذین استضعفوا». ۵ این قدرتهای شیطانی را سرکوب خواهد کرد و انقلاب را به پیروزی خواهد رساند.
ادلّه وجود مهدی(عج)
مهمترین عناصر بحث درباره مهدی علیه السلام عبارت است از:ولادت، غیبت، طول عمر، قیام، هدف از قیام.
ولادت:همان طوری که در طلیعه مقاله آمد، ولادت امام علیه السلام در زمان حیات پدر بزرگواراش به اتفاق شیعه و براساس روایات متواتره و شهود عینی بوسیله برخی از اصحاب و خواص امام حسن عسکری(ع)قطعی و یقینی و غیرقابل ادنی تردید است.مورّخان و روات اهل سنّت و جماعت گرچه روایات مربوط به امام مهدی را عموما نقل کرده و مسأله مهدویّت از نظر آنان یک امر مسلّم و بی شبهه است؛لکن در اینکه مهدی فرزند بلافصل حضرت عسکری باشد و بالنتیجه مسأله غیبت آن حضرت را گردن نهند اختلاف نظر دارند و به طور کلی دو اعتقاد در بین آنان وجود دارد؛اقلیتی همانند شیعه ولادت وی را اذعان کرده و الزاما به وجود عنصری امام در زمان غیبت معترف هستند، ولی اکثریت آنها مهدویّت نوعی را پذیرفته و اعتقاد دارند آن گاه که اراده و مشیّت حق متعال بر قیام قائم قرار گیرد، فردی فاطمیو قرشی قیام به دعوت خواهد کرد و رسالت مهدی را انجام خواهد داد؛و تبدیل مفهوم مهدویّت شخصی به مهدویّت نوعی به وسیله علمای اهل سنّت، زمینه دیگری به دست طمع ورزان و متمهدیان داده است که آن مقام را ادّعا کنند؛عالم محقّق آیت- اللّه صافی گلپایگانی در کتاب نفیس«منتخّب الأثر»روایات مربوط به مهدی را از ۶۳ فقره کتب اعلام اهل سنّت(اشاعره و معتزله)نقل کرده که در برخی از آن روایات به ولادت امام مهدی پیش از وفات پدرش اشاره شده، و مصادر مؤلف در این کتاب از کتب خاصه بیش از منابع اهل سنت میباشد و به تعداد ۹۳ مأخذ از کتب تاریخ و حدیث و تفسیر و ادب و غیرها میرسد، که در هر یک از کتب مورد استناد خصوصیتی از مهدی(ع)آمده است.در فصل سوم کتاب سابق الذکر تنها در باب ولادت مهدی و تاریخ آن و برخی حالات مادر گرامیش به ۲۱۴ فقره حدیث اشاره کرده است، و همچنین فهرستی در مقدمه کتاب بدست داده که تعداد احادیثی که مهدی موعود را از فرزندان هر یک از امامان شیعه از امام علی بن ابیطالب و حسین بن علی تا امام عسکری علیهم- السلام معرفی کرده به رقم ۲۱۱۶ فقره میرسد، و این تعداد، جدا از روایاتی است که در خصوصیّات دیگر امام مهدی از قبیل غیبت، طول عمر، و سایر مسائل مربوطه آورده است؛از باب نمونه و تیمّن قسمتی از روایتی را از زبان پدر بزرگوار امام مهدی علیه السلام در باب ولادت مهدی از همین کتاب میآوریم:
ذکر الشیخ الثقة الجلیل ابو محمّد فضل بن شاذان المتوفی بعد ولادة الحجة علیه السلام و قبل وفاة ابی محمد العسکری فی کتاب غیبته، قال حدّثنی محمد بن علی بن حمزة بن الحسین بن عبد اللّه بن عبّاس بن علی بن ابیطالب، قال سمعت الامام الحسن العسکری، بقول ولد ولیّ اللّه و حجته علی عباده و خلیفتی من بعدی مختونا لیلة النصف من شعبان سنة خمس و خمسین و مأتین عند طلوع الفجر و کان اوّل من غسّله رضوان خازن الجنّة مع جمع من الملائکة المقرّبین بماءالکوثر و السلسبیل ثم غسلته عمتی الحکیمة بنت الامام محمد بن علی الرضا علیهما السلام ۶ .الخبر. شیخ عبد الوهاب شعرانی به نقل از فتوحات مکیّه محی الدین بن عربی ۷ در کتاب الیواقیت و الجواهر، در باب مهدی مطلبی را آورده که بی مناسب نیست ترجمه فارسی آن را در این جا نقل کنیم:
«بدانید که بناچار مهدی علیه السلام ظهور خواهد کرد و لکن ظهور او پس از آن خواهد بود که سراسر زمین پر از جور و ظلم شده باشد و مهدی آن را پر از عدل وداد خواهد نمود و اگر نمانده باشد از عمر جهان مگر یک روز، خداوند آن روز را طولانی خواهد کرد تا آن خلیفه بیاید(مهدی) از عترت پیامبر و از فرزندان فاطمه و جدش حسین بن علی بن ابیطالب است و پدرش حسن بن علی النقی(امام عسکری)فرزند امام محمد تقی، فرزند امام علی الرضا، فرزند امام موسی الکاظم، فرزند امام جعفر الصادق، فرزند امام محمد الباقر، فرزند امام زین العابدین، فرزند حسین بن علی بن ابیطالب رضی اللّه عنه میباشد هم نام پیامبر است و مسلمین با او در بین رکن و مقام بیعت خواهند کرد، در صورت و اندام(خلق)شبیه پیامبر باشد و در خلق وخوی به مرتبه پیامبر نمیرسد، زیرا هیچ کس همپای رسول خدا در این باره نیست، چون خداوند درباره اخلاق پیغمبر فرموده است:«انّک لعلی خلق عظیم»، ۸ بلند پیشانی است و روی استخوان بینی او برآمدگی وجود دارد، همراه ترین مردم به او مردم کوفه خواهند بود، ثروت را به طور مساوی تقسیم و با مردم به عدل رفتار خواهد کرد، کسی که نزد وی آید و بگوید یا مهدی به من عطا کن در حالی که در مقابلش مال انباشته است آن قدر در انبانش یا دامن جامه اش بریزد که بتواند با خود ببرد»الخ…
عالم جلیل لطف اللّه صافی گلپایگانی نیز پس از نقل عبارات مذکور در فوق در پاورقی کتاب خود(منتخب الاثر)اضافه میکند که شیخ محمد صبّان در اسعاف الراغبین نیز همین الفاظ را از فتوحات محی الدین نقل کرده و مع الاسف در برخی نسخ فتوحات طبع مصر که در قم موجود است در پاره ای از عبارات با آنچه در الیواقیت و الجواهر آمده اختلاف هست و گمان من این است که دست خیانت محرّفین چنین جنایت بزرگی را درباره علم و دین انجام داده و قسمتی را که نسب (۶)-شیخ جلیل فضل بن شاذان که تاریخ وفات وی پس از ولادت امام مهدی و پیش از وفات پدرش امام حسن عسکری بوده در کتاب«غیبت»آورده که گفت حدیث کرد مرا محمد بن حمزه فرزند حسین بن عبد اللّه فرزند عباس بن علی بن ابیطالب علیه السلام، (و وی گفت)از امام حسن عسکری شنیدم که میگفت متولد شد ولیّ خدا و حجة او بر بندگانش و جانشین من پس از مرگم در حالی که مختون بود در سحرگاه نیمه شعبان سال ۲۵۵، نخست رضوان خازن بهشت با گروهی از فرشتگان وی را به آب کوثر و سلسبیل شستشو دادند، سپس عمّه ام حکیمه فرزند امام محمد تقی وی را شست.الخبر.
شریف امام مهدی در آن آمده بوده حذف کرده است و این نمونه منحصر در مطبوعات مصر نیست. سپس دو بیت شعر زیر را از فتوحات محی الدین(ب ۳۶۶)درباره امام مهدی(ع)نقل کرده است:
هو السیّد المهدی من آل احمد
هو الصارم الهندی حین یبید
هو الشمس یجلو کل غم و ظلمة
هو الوابل الوسمیحین یجود
شیخ عامر بن البصری صاحب قصیده تائیّه«ذات الانوار»که قصیده خود را در باب معارف و حکمتها و اسرار و آداب مشتمل بر دوازده، «نور»سروده در«نور»، نهم درباره صاحب الزمان و هنگام ظهورش ابیاتی دارد که پنج بیت از آن ابیات را در زیر میآوریم:
امام الهدی حتی متی انت غائب
فمنّ علینا یا ابانا باوبة
ترائت لنا رایات جیشک قادما
ففاحت لنا منها روایح مسکة
و بشّرت الدنیا بذلک فاغتدت
مباسمها مفترة عن مسرة
مللنا و طال الانتظار فجد لنا
بربّک یا قطب الوجود بلقیة
فعجّل لنا حتی نراک فلذّة
المحبّ لقا محبوبه بعد غیبة
ای پیشوای هدایت تا کی از دیدهها پنهان خواهی بود، با بازگشت خود ای پدر(امت) بر ما منت گذار، پرچمهای سپاهیان پیروز تو روبه روی یکدیگر حرکت کنند و رائحه معطر مشک را بپرا کنند و دنیا را به قدومت بشارت دهند و لبخندهای مسرّت را آشکار نمایند، طولانی شدن انتظار، ما را ملول کرده، ای مرکز وجود تو را به پروردگارت سوگند که با دیدارت بر ما جود کنی، شتاب کن تا لذت دیدار محبوب را بعد از فراغ به ما بچشانی.
از اعلام مورّخان اهل سنّت ابن خلدون ۹ در فصل ۵۲ مقدمه تاریخ خود راجع به مهدی علیه السلام فصل مشبعی آورده و از جمله مینویسد:«آنچه در میان عموم مسلمانان به مرور زمان شهرت یافته این است که ناچار باید در آخر الزمان مردی از خاندان پیامبر(ص)ظهور کند و دین را تأیید بخش و عدل وداد را آشکار سازد و مسلمانان از او پیروی خواهند کرد و بر کشورهای اسلامیاستیلا خواهد یافت و او را مهدی مینامند و خروج دجّال و وقایع پس از آن از نشانههای رستاخیز بر اثر آن است و آنگاه عیسی(از آسمان)فرود میآید و دجال را میکشد و یا اینکه با ظهور مهدی فرود میآید و او را در کشتن دجّال یاری میدهد و در نماز به مهدی اقتدا میکند و در این باره به احادیثی استدلال میکنند که ائمه محدّثان آنها را تخریج کرده اند و کسانی که منکر این امرند در باره آنها سخن رانده و چه بسا که با آنها به بعضی اخبار معارضه کرده اند.و متأخران از متصوّفه در امر فاطمیطریقت دیگری دارند و به نوع خاصی استدلال میکنند و چه بسا که در این باره متّکی به کشف میباشند که اصل و اساس طریقت آنان است و ما هم اکنون در اینجا احادیثی را که در این باره نقل شده است میآوریم و مطاعن(عیبجوییهای)منکران و مستندات آنها را یاد میکنیم…»
ابن خلدون سپس روایاتی را به نقل از بزرگان اهل حدیث در دنباله مطلب خود از منابع مختلف آورده و برخی از آن احادیث را(معنون)به«صحیح علی شرط الشیخین» ۱۰ ذکر کرده که اعتبار آن گونه روایات را تثبیت میکند، مع الوصف سعی کرده است با اندک بهانه و دستاویزی اکثر آن روایات را به نحوی تضعیف کند فی المثل اگر در سلسله روات حدیثی کسی داخل بوده که به زعم آنها اندک رایحه تشیّع از وی استشمام میشده سبب ضعف حدیث دانسته و ایجاد تردید کرده است
کاش میدانستیم که ابن خلدون درباره جمع کثیری از روات و محدّثان اهل سنّت از جمله مؤلّفین صحیحین«مسلم و بخاری»که مسائل خلافی فیمابین اهل سنّت و سایر فرق را مستند به روایات نقل کرده در آنجا که قول مختار با عقاید شیعه سازگار نیست چه قضاوتی دارد؟.
و آیا روایات مربوط به مهدی علیه السلام منحصر به همان چند فقره حدیث است که این مورخ نامینقل کرده است.مرحوم آیت اللّه سیّد صدر الدین صدر از مراجع تقلید معاصر شیعه در کتاب شریف«المهدی»که تألیف آن را در ۲۴ صفر ۱۳۵۸ ه.ق به پایان برده است بی استثنا روایات مربوط به مهدی علیه السلام را از منابع و طرق اهل سنّت نقل کرده و در مقدمه کتاب مینویسد: «من در نقل روایات بسنده کردم به کتب اهل سنّت که در مطابع خود آنها به طبع رسیده بود و یا در آثار خطی معتبر آنان وجود داشت»و من از نقل حدیث از کتبی که در ایران به طبع رسیده بود گرچه مولّفین آنها غیر شیعی بودند احتراز کردم، کما اینکه از آثار علمای اعلام شیعی نیز که در آنها از طرق اهل سنّت نقل روایت شده بود صرفنظر نمودم تا شبهه و گمانی در ذهن کسی بوجود نیاید و خدا را گواه میگیرم که من با دیده انصاف در احادیث و سخنان سلف صالح نگریستم و بر خود حتم نمودم که اعتقاد خود را بر دلیل عرضه کنم نه آنکه دلیل را بر آنچه اعتقاد دارم سازگار سازم».
شما خواننده گرامیاین سماحت اخلاقی و انصاف علمیرا از یک عالم محقق شیعی (۱۰)-این اصطلاح را حاکم نیشابوری در کتاب المستدرک علی الصحیحین درباره روایاتی که در آن بر آن دو کتاب استدراک کرده و دارای همان شرایط معتبر نزد بخاری و مسلم میباشند ولی در آن دو کتاب وجود ندارد بکار برده است.مقصود آن است که این قبیل روایات بنا به شرایط صحیحین صحیح میباشد.
مقایسه بفرمایید با شیوههای آمیخته به عصبیت غلط، که نمونه کوچکی از آن را از مورخ نامیسابق الذکر نقل کردیم.متأسفانه وی در آن سلیقه و رویّه تنها نیست و همفکران زیادی دارد. خداوند ما را موظف فرموده که به مدلول کریمه «فبشّر عباد الذّین یستمعون القول فیتّبعون احسنه». ۱۱ در برابر حقیقت تسلیم و آن را پذیرا باشیم به نظر میرسد مسأله خلافت و مهدویّت با توجه به آن همه روایات مشترک الدلاله در کتب فریقین، از نظر کلامیو علمیروشن و حل شده باشد و بالنتیجه بحث در مسیر واحد قرار میگیرد ولی آنچه موضوع را در جامعه اهل سنّت به گونه ای دیگر معمول و منعکس ساخته است جنبههای سیاسی مسأله از نخستین ایام بعد در گذشت پیامبر اکرم(ص)است.و برای هر مستبصر بی غرض تأمل در عناصر اصلی بحث چنین نتیجه ای را حاصل خواهد نمود.
شیخ الطائفه ابی جعفر محمد بن الحسن طوسی ۱۲ در کتاب غیبت اشاره به اقوالی فرموده که برخی معتقد به مهدویت امام حسن عسکری و زنده بودن آن حضرت بوده و گروهی قائل به فترت کوتاهی بعد از امام عسکری(ع)در امر امامت بوده اند و این اقوال را با حجّت و برهان مردود دانسته و ما نظر به بداهت بطلان این سنخ سخنان از آنها در میگذریم.
مناسب به نظر میرسد که در این فصل که گزیده اقوال فریقین به اختصار درباره مهدی(ع) به میان آمد، سخن شیخ فرید الدین عطّار شاعر و عارف بزرگ اسلامیرا که در قالب پنج بیت شعر بیان کرده نقل کنیم:
صد هزاران اولیا روی زمین
از خدا خواهند مهدی را یقین
یا الهی مهدیم از غیب آر
تا جهان عدل گردد آشکار
مهدیهادی است تاج اتقیا
بهترین خلق برج اولیا
ای تو ختم اولیای این زمان
و از همه معنی نمانی جان جان
ای تو هم پیدا و پنهان آمده
بنده عطارت ثنا خوان آمده
غیبت و طول عمر:امام حسن عسکری(ع)پدر گرامیحضرت مهدی علیه السلام در سال ۲۶۰ هجری(هفتم ربیع الاول)رحلت فرموده و از آن هنگام مسؤولیت رهبری و امامت متوجه آن حضرت(مهدی«ع»)شد.و در این خصیصه همتای مسیح بن مریم است که در کودکی«کتاب و نبوّت»به او داده شد«فأشارت الیه قالوا کیف نکلّم من کان فی المهد صبیّا، قال انّی عبد اللّه آتانی الکتاب و جعلنی نبیّا و جعلنی مبارکا اینما کنت و اوصانی باالصّلوة و الزکوة ما دمت حیّا». ۱۳ امام مهدی(ع)در طول قریب به ۷۰ سال ۱۴ از زمان شروع وظیفه امامت تا آغاز غیبت تامه، با وکلا و خواص اصحاب دیدار داشت، و شیعیان بواسطه نوّاب امام با آن حضرت در رابطه و تماس بودند، و مسائل و وظایف خود را میپرسیدند و امام(ع)به آنها پاسخ میفرمودند.
نوّاب حضرت مهدی چهار تن بودند که یکی پس از دیگری بوسیله خود امام تعیین و معرّفی میشدند و با فوت چهارمین نفر(نیمه شعبان ۳۲۹ ه.ق)دوران غیبت صغری بسر رسیده و غیبت کبری آغاز شد.اسامینواب اربعه به این شرح است:
۱-عثمان بن سعید عمری.
۲-ابو جعفر محمّد بن عثمان.
۳-ابو القاسم حسین بن روح نوبختی.
۴-ابو الحسن علیّ بن محمّد السمری.
محدّث قمّی از شیخ صدوق قدّس اللّه اسرار هما نقل کرده که چون زمان فوت چهارمین نایب فرارسید، توقیعی را از ناحیه مقدسه به مردم نشان داد که بدین مضمون بود:
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
ای علی بن محمد السمری خداوند پاداش برادرانت را(در مصیبت)تو بزرگ گرداند.تو در ظرف شش روز دنیا را ترک خواهی نمود، دست و پایت را جمع کن و کسی را پس از خود جانشین قرار مده، زیرا غیبت تامّه آغاز گردیده و ظهوری جز به اذن پروردگار نخواهد بود، و آن پس از طول مدت و سخت شدن دلها و پر شدن زمین از ستم خواهد بود.از شیعیان من کسانی پس از این دعوی دیدار مرا خواهند نمود.بدانید که قبل از خروج سفیانی ۱۵ و وقوع صیحه آسمانی ۱۶ هر کس دعوی دیدار مرا نماید دروغ گفته و بهتان زده است.و لا حول و لا قوّة الاّ با اللّه العلیّ العظیم. نامههایی که از ناحیه مقدّسه به دست وکلای اربعه میرسید، به توقیعات مذکور است؛شیخ طوسی پاره ای از آنها را در کتاب«غیبت»ذکر کرده و در سایر کتب مربوطه به امر مهدی(ع)نیز نقل شده است و میتوان به منابع مذکور مراجعه کرد.ما برای رعایت اختصار به نقل قسمتی از توقیعی دیگر که از ناحیه مقدسه در پاسخ جماعتی از شیعیان صادر شده بسنده میکنیم.
مشاجره ای بین این ابی غانم قزوینی و جماعتی از شیعه در باب مهدی اتفاق میافتد و ابن ابی غانم میگفته امام حسن عسکری(ع)در گذشته و برای وی جانشینی نیست.گروهی شیعه نامه ای به ناحیه مقدسه تقدیم میکنند و ماجرا را مطرح میسازند و این توقیع شریف به خط امام(ع) در پاسخ آنها مرقوم میشود:
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
«خداوند ما و شما را سلامت از گمراهی و فتنه عطا فرماید، و به ما و شما روح یقین عطا کند، و از بدی عاقبت پناهمان دهد.تردید و دو دلی و شک و گمان گروهی از شما درباب «ولات امورتان»ما را درباره شما غمگین و بد حال نموده و این به خاطر شماست؛خداوند با ما است و ما نیازی به دیگران نداریم حق به جانب ماست و از اینکه کسی از ما کناره کند باکی نیست، ما دست آموز خداوندگاریم و مردم دست آموزمایند ۱۷ ، چه میشود شما را در شک و تردید سرگردانید و در حیرت باژگونه میشوید، آیا سخن خدا را نشنیده اید که میفرماید«ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا و رسول خدا فرمان ببرید و صاحبان امر را اطاعت کنید ۱۸ »آیا شما آنچه را در باره ائمه تان از گذشتگان و موجودین رسیده است نمیدانید؟آیا ندیدید چگونه خداوند برای شما پناهگاههایی را قرار داد که به آنها پناه ببرید و نشانهها ۱۹ و علامتهایی مقرر نمود تا بوسیله آنها به هدایت برسید؟از زمان آدم علیه السلام تا هم اکنون(جریان چنین بوده)که هر یک از اینها غایب میشدند دیگری آشکار میشد و هر ستاره ای غروب میکرد ستاره ای دیگر میدرخشید، پس چگونه خداوند پدرم را به سوی خود برد گمان کردید که خداوند دینش را باطل و رابطه بین خود و مردم را قطع میکند؟هرگز نه چنین بوده و نه چنین خواهد بود تا برپا شدن قیامت ۲۰ ، خداوند امر خود را(به ظهور حجّت)آشکار خواهد نمود، در حالی که(دشمنان)اکراه دارند، پدرم برطریقه آباء کرامش موبمو عمل کرد و در گذشت، و وصیت و دانش وی نزد ماست و کسی که وی را جانشین گردد و بر جایگاه او قرار گیرد اینجاست، جز ستمگر بزهکار با ما در این کار منازعه نکند و جز کافر انکار کننده حقّ ما این مقام را مدّعی نخواهد شد؛اگر نه این بود که امر خدا مغلوب و مقهور نخواهد شد و سرّ پروردگار نباید آشکار و علنی گردد اموری از حقانیت ما بر شما آشکار میگردید که خردهاتان روشنی مییافت و تردیدها بر طرف میشد و لکن امور بر مشیّت پروردگار جاری و برای هر مهلتی کتابی است پس خدا را در نظر بگیرید و تسلیم امر ما باشید و کار را به ما برگردانید» ۲۱ .
علی رغم تصریح امام مهدی(ع)در توقیع صادره به نام نایب چهارم(ابو الحسن علّی بن محمّد سمری)بر نفی دیدار اشخاص در زمان غیبت کبری، در اکثر کتب مربوط به سیره مهدی(ع)موارد کثیری نقل شده که اشخاص اعم از علما و اعلام دین و افراد معمولی از شیعیان و حتی غیر شیعیان در غیبت کبری موفّق به زیارت امام مهدی(ع)شده و در موارد معدودی آن حضرت را در حین دیدار شناخته اند.
شیخ طوسی در کتاب غیبت، فصلی به این موضوع اختصاص داده و مواردی را از ملاقات بعضی افراد بطور مستند نقل کرده و همچنین شیخ صدوق رحمة اللّه علیه در باب ۴۷ کتاب اکمال الدین ۳۱ مورد دیدار امام مهدی را بوسیله اشخاص ذکر فرموده.
محدّث جلیل و بزرگوار حاجی میرزا حسین نوری ۲۲ در کتاب شریف نجم الثاقب داستان ملاقات تعداد کثیری از زهّاد و صلحا و برخی افراد معمولی را با امام مهدی نقل کرده که در برخی از آن قضایا آثار صدق کاملا محسوس و آشکار است و از بسیاری از علمای بزرگ امامیّه تأیید بر امکان رؤیت امام مهدی علیه السلام در زمان غیبت در دست است، و برای جمع بین آنچه در توقیع امام(ع)به تکذیب مدعیان رؤیت آمده و قضایای کثیره ای که در رؤیت امام(ع)نقل شده برخی گفته اند که منظور نفی ادعای رؤیت براساس نیابت و نقابت است و این نظریه را عبارات توقیع شریف که به نایب چهارم عنایت شده تأیید میکند، چون امام(ع)نخست به وی میفرماید به کسی به عنوان جانشینی خودت وصیّت مکن، زیرا که غیبت تامّه شروع شده؛سپس میفرماید کسانی در آینده دعوی رؤیت مرا خواهند کرد، آنان دروغگو و مفتری هستند، که چنین استفاده میشود مراد امام(ع)نفی دعوی رؤیت همراه با نیابت خاصه بوده است نه مطلق رؤیت.
حدود ۴۲ سال پیش(اواخر سال ۱۳۲۵ یا اوائل ۱۳۲۶ شمسی)مرحوم شیخ محمّد کوفی طاب ثراه که از معمّرین اهل علم عراق و نزیل سامرّا بود، به قصد زیارت به مشهد مقدس مشرّف شده بود و در منزل مرحوم شیخ محمود کلباسی متولّی مدرسه حاجی حسن مشهد اقامت داشت. مردی بود زاهد و متورّع و مورد اعتماد و وثوق علمای سامرّا و نجف اشرف؛داستان سه بار تشرّف خود را که در راه سفر حج از طریق بادیه و در مسجد سهله و در کناره مقبره مسلم بن عقیل درمسجد کوفه اتفاق افتاده بود نقل کرد و هنگام نقل قضایا اشک میریخت و حالتی داشت که چند تن حاضران در مسجد را منقلب نمود.
همچنین مؤلف کتاب منتخب الاثر واقعه عجیبی را از ینابیع المودّة(ص ۴۷۰)به این شرح نقل کرده:
«انّ الشیخ عبد الوهاب الشعرانی قدّس سرّه(صاحب الیواقیت و الجواهر)قال فی کتابه الانوار القدسیّه انّ بعض مشایخنا قال نحن بایعنا المهدی علیه السلام بدمشق الشام و کنّا عنده سبعة ایام، قال لی الشیخ عبد اللطیف الحلبی سنة الف و مأتین و ثلث و سبعین، انّ ابی الشیخ ابراهیم رحمه اللّه، قال سمعت بعض مشایخی من مشایخ مصر یقول بایعناالامام المهدی»
ترجمه:شیخ عبد الوهاب شعرابی(صاحب کتاب الیواقیت و الجواهر)در کتاب انوار قدسیّه از قول برخی مشایخ خود نوشته است که ما با مهدی علیه السلام در دمشق بیعت کردیم و هفت روز نزدش بودیم و شیخ عبد اللطیف حلبی در سنه ۱۲۷۳ قمری به من(یعنی شعرانی سابق الذکر) گفت که پدرم که خداوند او را رحمت کناد از قول برخی مشایخ مصر نقل کرد که ما با امام مهدی بیعت نمودیم.
در باب سبب غیبت امام مهدی(عج):شیخ طوسی رحمة اللّه علیه در باب غیبت میفرماید: ممّا یقطع علی انّه سبب الغیبة الامام، هو خوفه علی نفسه بالقتل با خافة الظّالمین ایّاه و منعهم ایّاه من التصرّف فیما جعل الیه التدبیر و التصرّف فیه فاذا حیل بینه و بین مراده سقط فرض القیام بالامامة، واذا خاف علی نفسه و جبت غیبته ولزم استتاره کما استتر النبی(ص)تارة فی الشعب و اخری فی الغار ۲۳ .
ترجمه:از اموری که موجب غیبت امام(ع)است، بیم از کشته شدن امام بوسیله ستمگران میباشد زیرا آنها مانع از مداخله در امور و تدبیر امر امّت از سوی امام میشوند و بین امام و وظایف امامت وی حایل و مانع میشوند و چون در مقابله آشکار، بیم کشته شدن وجود دارد؛پنهان ماندن امام ضروری خواهد بود، آن چنان که پیامبر(ص)یک بار در شعب(ابو طالب)و یک بار در غار (ثور)از خوف دشمنان پنهان شد.
این توجیه سوالی را در ذهن مطرح میکند که در غیبت هم مطرح شده و آن این است که این خطر برای ائمه پیش از صاحب الامر نیز وجود داشته و ائمه اطهار به وظایف امامت قیام نموده و در بین مردم زندگی کرده اند.پاسخی که داده شده و در روایات وارده نیز مذکور است این است که ائمه اطهار سلام اللّه علیهم اجمعین در پاره ای از امور تقیّه میکردند و بسیار اتفاق میافتاد که خلفا قصد جان آنها را میکرده و عازم بر این کار بوده اند، ولی در پوشش تقیّه از قتل رسته اند، و در داستان کربلا دیدیم که مقابله رودرروی امام با خلیفه وقت که به امر پروردگار و مصلحت زمانی خاصّی که امام علیه السلام موظّف به انجام آن بود، شهادت امام حسین(ع)و فرزندان و اصحاب وی را موجب شد، وفرض مسأله این است که امام عصر علیه السلام با توجّه به رسالتی که در امحاء حکومتهای جور و استقرار عدل و قسط و ایجاد حاکمیت اسلام محض دارد، نمیتواند تقیّه را رعایت کند.در این صورت، برای قیام امام عصر وجود شرایط مناسب از هر حیث ضرورت دارد که نهضت به ثمر برسد و جهانی شود، و چه بسا حکمتهای پنهانی دیگر که بر ما آشکار نیست برای غیبت امام و طولانی شدن مدت آن وجود داشته باشد که پس از فرا رسیدن قیام قائم(ع)آشکار و اظهار خواهد شد.در روایتی چنین آمده است:
عبد الواحد بن محمّد بن عبدوس العطّار، عن علیّ بن محمّد بن قنیبة النیسابوری، عن محمّد بن سلیمان النیسابوری، عن احمد بن عبد اللّه بن جعفر المداینی، عن عبد اللّه بن الفضل الهاشمی، قال سمعت الصادق جعفر بن محمّد(ع)یقول انّ لصاحب هذا الامر غیبة لابدّ منها، یرتاب فیها کلّ مبطل، فقلت ولم جعلت فداک، قال:لامر لم یوذن لنا فی کشفه، قلت فما وجه الحکمة فی غیبته؟ قال وجه الحکمة فی غیاب من تقدّمه من حجج اللّه تعالی ذکره، انّ وجه الحکمة فی ذالک لا ینکشف الاّ بعد ظهوره کما لاینکشف وجه الحکمة لما اتاه الخضر من خرق السفینه، و قتل الغلام و اقامة الجدار لموسی الاّ وقت افتراقهما؛یا بن الفضل انّ هذا الأمر أمر من امر اللّه تعالی و سر من سرّ اللّه.و غیب اللّه و متی علمنا انّه عزّوجل حکیم صدقنا بأنّ افعاله و اقواله کلّها حکمة و ان کان وجه غیر منکشف لنا ۲۴ .
خلاصه مضمون روایت چنین است که امام صادق علیه السلام به عبد اللّه بن فضلهاشمیفرمود:برای صاحب این امر غیبتی است که ناچار از آن است، در امر غیبت هر اهل باطلی تردید خواهد کرد، گفتم فدایت گردم چرا چنین است؟فرمود به خاطر امری که مجاز به آن نیستم، گفتم حکمت غیبت امام در چیست؟فرمود هر آنچه در غیبت حجّتهای الهیّه که پیش از صاحب الامر واقع شده، محققا سرّ غیبت امام جز پس از ظهور وی مکشوف نخواهد شد، همچنان که در داستان خضر و موسی، سوراخ کردن کشتی و کشتن پسر بچه و ساختن دیوار مخروبه بوسیله خضر علیه السلام بر موسی آشکار نبود، تا آنکه زمان جدایی آنها فرارسید؛ای فرزند فضل، امر غیبت مهدی از امور ، صدوق،خفیّه الهیّه و از اسرار خدا است.وقتی دانستیم که خداوند حکیم است تصدیق خواهیم کرد که کاری جز بروفق مصلحت و حکمت نمیکند ولو اینکه سرّ و حکمت چیزی را ندانیم و حقیقت امر بر ما پوشیده باشد.
در امر غیبت مناقشات و ایراداتی از سوی کسانی که آن را نپذیرفته اند صورت گرفته و این مسأله مورد یحث وارد شده و پاسخهای مناسب و قانع کننده بوسیله صاحب نظران و علمای امامیّه در کتب مبسوطه داده شده، که در این مقال مجال بحث آنها نیست.از قدما، شیخ طوسی رضوان اللّه تعالی علیه در کتاب«غیبت»و شیخ صدوق قدّس سرّه در کمال الدین همه اشکالات مطروحه و مفروضه را مورد بحث قرار داده و پاسخ یکایک را به شیوه اهل کلام داده اند و حقیقت این است که روایات متواتره از شخص پیامبر اکرم و ائمه طاهرین علیهم السلام بقدری در اثبات امر غیبت بما رسیده است که مجال کوچکترین تردید را روا نمیدارد و جای گفتگو نمیگذارد.
طول عمر:بیش از آنچه که در باب علّت و فایده و توجیه غیبت امام مهدی(ع)سخن به میان آمده است، در مسأله طول عمر غیر متعارف آن حضرت گفتگو و ردّ و قبول مطرح شده و به طرق گوناگون حلّ این مشکل اعتقادی را بیان کرده اند و شاید در کلیّه کتابها و رسالات مربوطه به این مبحث ذکر نام و برخی خصوصیات معمّرین تاریخ به میان آمده و وجود معمرین را قرینه ای برای طول عمر امام مهدی(ع)آورده باشند، شیخ طوسی رحمةاللّه علیه در کتاب«غیبت»۲۳مورد از سالخوردگان تاریخ را نام برده که حضرت نوح پیامبر(ص)که به تصریح قرآن ۹۵۰ سال در میان قوم خود زیست و جناب خضر که بنا به روایات موجود هم اکنون زنده و از حیات عنصری برخوردار است.و سلمان فارسی صحابی بزرگ پیامبر اسلام که میگوید حضرت عیسی مسیح را درک کرده در میان آنها است.همچنین در برخی از کتب به این کیفیت استدلال شده که عارضه مرگ معلول بهم خوردن تعادل مزاج انسان است، و اگر کسی بتواند تعادل مزاج خود را حفظ کند موجبی برای مردن او نیست و عمر طولانی خواهد داشت، و بالنتیجه سعی شده است عمر طولانی امام مهدی(ع)را یک امر عادی و طبیعی بدانند که نظایری هم داشته، و حتی برخی از اساطین علم با این تصوّر که طول عمر امام یک امر خارق العاده و خارج از قلمرو و امور عادی باشد معارضه کرده و آن را مردود دانسته اند.
خداوند مساعی همه آنها را مشکور بدارد بذل جهد کرده اند تا یک مسأله عقیدتی را استوار و قابل قبول سازند و شبهات را رفع کنند، ولی جای این سؤال هست که ما چرا نگران باشیم که بپذیریم عمر طولانی امام که ممکن است قرنهای طولانی دیگری ادامه پیدا کند و از نظر طول زمان دیگر قابل مقایسه با هیچ یک از قراین مذکور در فوق نباشد یک امر غیر عادی و از مقوله خوارق عادات است؟و آیا در این صورت این اولین امر خارق العاده ای خواهد بود که از قلمرو دین پذیرفته ایم؟
اگر نگاهی به بیان قرآن کریم درباره حوادث اعجاب برانگیز و ظاهرا محال و نپذیرفتنی داشته باشیم، خواهیم دید همه جا پس از ذکر واقعه آن را متّکی و مستند به قدرت لایزال خود میسازد که حاکم بر نوامیس و قواعد طبیعی است «اتعجبین من امر اللّه رحمة اللّه و برکاته علیکم اهل البیت» ۲۵
در داستان تولد مسیح بن مریم، بی آنکه مادر گرامیش مریم عذرا مردی را دیده باشد، میفرماید:«انّ مثل عیسی عند اللّه کمثل آدم، خلقه من تراب ثمّ قال له کن فیکون». ۲۶
و یا در قضیه عزیر پیامبر که به نقل قرآن از کنار قریه ویران و متروکی میگذشت استخوانهای پراکنده مردمیرا دید که گویا در سانحه ای همگی هلاک شده اند، با خود اندیشید کجا و چگونه این مردگان پس از مرگ زنده میشوند؟
خداوند وی را همراه مرکبش در دم میراند و صد سال براین حادثه گذشت، سپس خداوند وی را زنده ساخت و به او فرمود به آب و غذای خود بنگر که هیچ گونه دگرگونی نپذیرفته، الاغ تو متلاشی و پوسیده است.سپس در برابر دیدگان عزیر مرکب او را زنده ساخت و وی با چشم خود میدید چگونه استخوانهای پوسیده بهم بر میآمدند و گوشت و پوست بر آنها میروید و زندگی دوباره پیدا میکنند، و خداوند وی را آیتی برای توجه و عبرت مردم قرار داد؛سپس در پایان میفرماید بدان که خداند بر هر کاری تواناست ۲۷ .در این واقعه کدام شرایط مادّی و طبیعی پیدا یا ناپیدا مؤثّر بوده است که جسد عزیر و حمار را بپوساند و آب و طعام وی را در ظرف مدت یکصد سال و ظاهرا در معرض تصرف آب و هوا سالم نگه دارد و تغییری در آن حاصل نشود؟
آنچه در این موارد به آدمیاطمینان میبخشد و با بیان خداوند در کتاب کریم سازگار است، استناد این گونه امور به قدرت خداوند متعال بی واسطه علل و اسباب مادّی است، زیرا قدرت پروردگار مقیّد به هیچ گونه حدّ مرز و قانون و سنّت طبیعی نیست و هو بکلّ شی قدیر.
جمله قرآن است در قطع سبب
عزّ درویش و هلاک بولهب
انبیا در قطع اسباب آمدند
معجزات خویش بر کیوان زدند
آنچه در باب معمّرین گفته شده، مسأله را از غرابت و محال بودن خارج کرده و در بقعه امکان قرار میدهد، همچنان که شیخ طوسی رحمة اللّه علیه پس از ذکر نام معمّرین میفرماید «و اذا ثبتت هذه الجملة ثبت انّ تطاول العمر ممکن غیر مستحیل.الخ»و امّا در مقام اثبات و وقوع خارجی اینها کافی نیست و طریقه اطمینان بخش در مرحله اثباتی اسناد طول عمر امام به قدرت بی منتهای پروردگار میباشد که مساوق قرآن کریم است که «انّ هذا القرآن یهدی للّتی هی اقوم». ۲۸
رسالت مهدی(ع):سخن در این مقوله به اختصار گفتن وافی به مقصود نیست زیرا دگرگونی بنیادین که منوط به اصطلاحات در کلّیه ابعاد و شؤون فردی و اجتماعی جامعه از فرهنگ و اقتصاد و حقوق و نظام سیاسی و شقوق کثیره ای که از اینها منشعب میشود و سیستم جامع الاطراف و فراگیر را درپی افکندن آن میطلبد و الزاما متناسب با شرایط زمان ظهور امام مهدی است و چیزی از آن شرایط اکنون بر ما آشکار نیست؛ما را ناتوان از بحث تفصیلی در آن زمینهها میسازد، جز اینکه میدانیم امام مهدی همه انسانها را به آبشخور زلال اسلام نخستین برمیگرداند و ماء معین معارف قرآن را که بخاطر دوری قرنها و احتمالا صدها قرن، از سرچشمه آن آلودگی بسیار یافته و هرگونه تخلیط و تحریف و دگرگونی و بدآموزی امت را نسبت به حقیقت اسلام بیگانه ساخته به تشنگان معارف الهیّه میچشاند.
به علّت دوری مردم از اسلام واقعی اموری که به دست امام مهدی(ع)جاری میشود با اسلام بیگانه میکند، تا آنجا که گویا«دید جدید»، و«کتاب جدید»آورده است و برخی میگویند«هذا خلاف ما عندنا من ائمّة الدین».
ولی خداوند سرانجام در انجاز وعده محتوم خود، اسلام را بر همه مکاتب و مذاهب پیروز خواهد فرمود و نه تنها پیروان اسلام بلکه همه ملّتها از«جور ادیان»به«عدل اسلام»رهنمون خواهد شد و به کلمه جامعه مهدی موعود«استضعاف»و«استکبار»این دو واژه شوم را نفی خواهد کرد و به زندگی معنی و مفهوم و هدف خواهد بخشید.کلمات«مستضعف»و«مستکبر»در اصطلاح قرآنی بار معنی وسیعتری از معنای رایج امروزی آن دارد؛در منطق وحی مستضعفین کسانی هستند که در تحت سلطه بی ترحّم باطل و حکومت استبداد و جور«مسلوب الاختیار»و ناتوانند و امکان رشد و بالندگی ندارند، نه درماندگانی که تنها به دنبال لقمه نانی و مسکن و پوشاکی میدوند که این فقر و محرومیّت شاخه ضعیفی از استضعاف است، و مستکبران دقیقا کسانی هستند که استضعاف مردم به دست آنها است، به امید روزی که دولت کریمه مهدویّه آشکار شود، و بشر طعم تلخکامیقرون و اعصار گذشته را فراموش کند، و معنی زندگی انسانی را بفهمد، در پایان این مقال ابیاتی از تغزل ملک الشعرای بهار را نسبت به امام مهدی میآوریم:
خیز و طعنه، برمه و پروین زن
در دل من، آذر بر زین زن
بندِ طُرّه، بر من بی دل نه
تیر غمزه، برمن غمگین زن
یک گره، به طره مشکین بند
صد گره، برین دل مسکین زن
یک سخن، زد و لب شیرین گوی
صد گواژه، برلب شیرین زن
خواهی ارزنی ره تقوا را
زان دو زلف پرشکن و چین زن
تو، بدین لطیفی و زیبایی
رو، قدم به لاله و نسرین زن
گه ز غمزه، ناوک پیکان گیر
گه ز مژه، خنجر و زوبین زن
خواهی ارکُشی، کُش و نیکوکُش
خواهی ارزنی، زن و شیرین زن
گرکشی، به خنجرِ مژگان کُش
ورزنی، به ساعد سیمین زن
گرهمیبری، دل دانا بر
ورهمیزنی، ره آیین زن
گه، سرود نغز دلاراساز
گه، نوای خوب نوآیین زن
رو«بهار»ازین سخنان امروز
برسخنوران خط ترقین زن
بنده شو، به درگه شه و آن گاه
پیل وش، به شاه و به فرزین زن
شاه غایب، آنکه فلک گویدش
تیغ اگر زنی، به ره دین زن
رو ره امیری چونان گیر
شو در خدیوی چونین زن
ای ولیّ ایزد بی چون، خیز
ره، براین گروه ملاعین زن
بربساط دادگری، پا نه
برکمیت کینه وری، زین زن
گه به حمله براثر آن تاز
گه به نیزه برکتف این زن
خیمه خلاف اعادی را
برکن از جهان و به سجّین زن
کیش اورمزد بکار آور
بیخ اهریمن خودبین زن
دین حق و معنی فرقان را
برسر خُرافه بارین زن
از دیار مشرق بیرون تاز
کوس خسروی به در چین زن
پای، بربساط خواقین نه
تکیه، برسریر سلاطین زن
پیش خیل بدمنشان، شمشیر
چون امیر خندق و صفّین زن
بامداد تیره خون خصم
بربیاض دین، خط تزیین زن
برکران این چمن نوخیز
باسنان آخته، پرچین زن
تا براستی گرود زین پس
بانگ برجهان کژآیین زن
چهر عدل را، ز نو آزین بند
کاخ مجد را، ز نو آیین زن
گرفلک، ز امر تو سرپیچد
بردوپاش، بندی رویین زن
طبع من زده است دَرِ مدحت
نیک بشنو و دَرِ تحسین زن
برگشای دست کرم و آن گاه
برمن فسرده مسکین زن
تا جهان بود تو بدین آیین
گام بر بساط نوآیین زن
پاورقی
(۱)-قصص/۵٫
(۲)-ثقة الاسلام کلینی، کافی، جلد ۲، ص ۴۴۴۹ ترجمه دکتر سید جواد مصطفوی-و محدّث قمیبه نقل از علاّمه مجلسی در جلاء العیون(منتهی الآمال).
(۳)-الحجرات/۳٫
(۴)-القیمه/۲۳
(۵)-القصص/۵٫
(۷)-الشیخ محی الدین ابو عبد الّله محمد بن علیّ المعروف بابن الحاتمیالطائی الاندلسی، المتوفی سنه ۶۳۸٫
(۸)-القلم/۴٫
(۹)-ابو زید عبد الرحمن بن خلدون ۸۰۸-۷۳۲ هجری قمری.
(۱۱)-الزّمر/۱۹٫
(۱۲)-از اعاظم علما و فقهای شیعه امامیه، صاحب دو کتاب از کتب اربعه شیعه(تهذیب و استبصار)۴۶۰-۱۳۸۵ هجری قمری
(۱۴)-اگر وفات حضرت عسکری را سال ۲۶۰ ه.ق بدانیم و وفات نایب چهارم امام مهدی را طبق نقل محدّث قمیسال ۳۲۹ حساب کنیم، مدت ایام غیبت صغری ۶۹ سال و اندی میشود.
(۱۳)-مریم/۲۹-۳۳
(۱۵)و(۱۶)-از علامات ظهور مهدی(ع)ذکر شده است.
(۱۷)-نحن صنایع ربّنا و الخلق بعد صنائعنا(غیبت شیخ طوسی، ص ۱۷۳).همین عبارت از امیر المؤمنین علی(ع)در نحج البلاغه شریف آمده است.
(۱۸)-اطیعو اللّه و اطیعو الرّسول و أولی الاامر منکم.
(۱۹)-مقصود پیامبران و امامان هستند.
(۲۰)-«ساعت».
(۲۱)-غیبت شیخ طوسی، ص ۱۷۲-۱۷۳٫
(۲۲)-متوفی ۱۳۲۰ قمری.
(۲۳)-غیبت، شیخ طوسی، ص ۱۶
(۲۴)-کمال الدین
(۲۵)-هود/۷۳-سخن فرشتگان به همسر ابراهیم.
(۲۶)-داستان خلقت عیسی(بدون پدر)همانند خلقت آدم علیه السلام است که خداوند وی را از خاک آفرید و به فرمان حق به وجود آمد«آل عمران/۵۹».
(۲۷)-اوکا الذّی مرّ علی قریة و هی خاویة علی عروشها.بقره/۲۵۹٫
(۲۸)-الاسراء/۹
منبع: http://www.hawzah.net












